X
تبلیغات
رایتل

بهشب عباسی مرداد 96


ابراهیم منصفی شاعر و ترانه سرا زاییده زیست تلخی است که از کودکی همراه آن بوده،این غم بزرگ در سراسر نوشته های او مشهود است از نامه ها تا ترانه ها،از او آثار زیادی به جای مانده است اما بیشتر او  را به خاطر ترانه هایش می شناسند،او با اشراف کامل به گویش های پراکنده در هرمزگان توانسته مجموعه ترانه های زیبایی را خلق کند که بعد از گذشت سال های زیاد هنوز دلنشین و جذاب است.

در هرمزگانی که ما زندگی می کنیم گروهای زیادی آثار او را به فرم های مختلفی اجرا کردند و چند سالی  است که ترانه های او در دیگر شهرهای کشور به خصوص پایتخت،در حال خوانش دوباره است.دو چهره مطرح و متفاوت موسیقی (سهیل نفییسی،محسن نامجو) آثار او را خوانده اند و بدون تعصب می توان او را یکی از مطرح ترین ترانه سراهای معاصر ایران نامید.او همه تلخی ها را به اثری هنری و ادبی تبدیل می کرد و بر بخش زیادی از جامعه ای که در او می زیست تاثیر گذاشت.

 منصور ثروت در مقاله مکتب رومانتیسم می نویسد : "وقتی بحث از رمانتیسم میشود، تصور همگانی بیشتر معطوف به احساسات رقیق و غالباً عاشقانۀ دوران جوانی است. حال آنکه در فاصلۀ آغاز و ادامۀ رمانتیسم، حوزۀ متأثر از این مکتب نه تنها ادبیّات را در برمیگیرد، بلکه تمام افکار، عقاید، ایدههای اجتماعی و سیاسی، جنبشهای مذهبی و حتّی اقتصاد را هم شامل میشود."

ابراهیم منصفی  در طول عمر خود آثاری را بنا به نیازهای روحی و روانی و همچنین آثاری را به عنوان یک روشنفکر نسبت به اجتماعی که در آن می زیسته، خلق کرده و چشم از این جهان بسته است،جهان بینی عاشقانه وغمگنانه او در بین هنرمندان جوان حضور همیشگی دارد اما بنا به دلایل مختلفی کمتر به آثار سیاسی و اجتماعی او پرداخت شده است.

ابراهیم منصفی را می توان یک رومانتیسم منفی گرا دانست ،و آثارش نیاز درونی او است برای تسکین موقت وضعیتی که از کودکی بدان دچار شده بود. در بیشتر آثار منصفی ما با شکلی از هنر غمگین و ناامید طرفیم که همان طور که اشاره شد کارکرد "تخلیه فشار روانی" را برای خالق اثر به همراه دارد، تا یک اعتراضی به وضعیت بوجود آمده از جامعه ای که در او زندگی می کرده،با نگاهی به تاریخ ترانه های سروده شده متوجه می شویم که غم فردی عاشقانه، از قبل از انقلاب 57 هم در آثار منصفی دیده می شود.

با نگاهی به اسم های انتخابی که این ترانه سرا برای آثار خود انتخاب کرده است بییشتر می توان به جهان غمگین او پی برد،جهانی که بر برخی از هنرمندان نزدیک به او هم تاثیر بسزایی می گذارد.منصفی و وضعیت  فوق احساسی ش ناخواسته سدی شده است در مقابل  زایش ؛خلاقیت و  پویایی در هنر، به خصوص موسیقی و ترانه سرایی که صد البته این به ضعف هنرمند امروز بر می گردد نه قوت حسی ابراهیم منصفی.هنرمندی که نمی خواهد با تحلیل و مطالعه هنر امروز،دید خود را گسترش داده و جهان های تازه ای را کشف کند.

اگر چه رومانتیسم  درغرب تاثیر به سزایی بر هنر قرن توزدهم گذاشت و شکلی انقلابی از هنر را در برابر نئوکلاسیسیسم بوجود آورد و از دل آن هنر در قرن بیستم متحول شد اما در جنوب ایرانی که ما در آن زمان را سپری می کنیم،کلیت هنر هنوز تحت تاثیر  رومانتیسم منفی گرا منصفی است.سوالی که در ذهن بوجود می آید این است."آیا هنوز منصفی نیاز جامعه امروز است؟"