X
تبلیغات
رایتل

"معرفی هنرمند"

تونی کرگ هنرمند آلمانی - انگلیسی سال 1949 در لیورپول به دنیا آمد،از 18 سالگی به واسطه حضور در مدارس هنری در انگلیس شروع به خلق اثر می کند،آثار او در دهه 70 میلادی شکلی جسورانه تری دارد،در برخی از آثار که بیشتر به اینستالیشن آرت شبیه است هنرمند بدن خود را به عنوان بخشی از اثر نشان می دهد،در دهه 80 آثارش را با رویکرد ضد جنگ و علیه جهان مصرفی پیش می برد،در این سال ها تونی کرگ به عنوان هنرمندی جوان و خلاق خودش را تثبیت می کند و آثارش در گالری های معتبر کشور دانمارک،انگلیس ،آلمان و فرانسه به نمایش در می آید.

اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه 90 به تدریس در دانشگاه های آلمان مشغول می شود در این دهه در آثارش نوعی پختگی در رنگ و مفاهیم مشاهده می شود،لازم به توضیح است که پختگی باعث عدم خلاقیت در آثار این هنرمندنمی شود،برای مثال در همین دهه او اثری را خلق می کند به نام "کلیسا"که تمامی متریال آن فلزهایی است که در موتورخانه ها و کارخانه صنعتی استفاده می شود.

به نظر می آید در اواخر دهه 90 تونی کرگ که حالا دیگر چهل سالگی را  رد کرده است دیگر به یک فلسفه مشخص تری در ذهنش نزدیک شده که تا همین سال های اخیر هم در دیگر آثار ارایه شده اش تکرار می شود،ما دیگر با یک هنرمند معترض و هیجانی روبرو نیستیم بلکه با هنرمندی طرفیم که می خواهد مفاهیم درونی انسان را با مخاطبش در میان بگذارد،

در قرن 21 تونی کرگ به عنوان یک هنرمند سرشناس در سراسر جهان شناخته شده است و بسیاری از آثارش در گالری ها،پارک ها و مراکز فرهنگی معتبر اروپا دیده می شود.


بهشب عباسی


"اما برای من که گواهینامه ندارم تنها یک ماشین جذابیت دارد،تنها پرایدی که باید دوستش داشت،کتابرانه برای من یک ماشین نیست بی شک اسب تروا است.که بندرعباس را فتح خواهد کرد."

کلمات بالا قسمتی از یک مطلب کوتاه است که چند ماه پیش در اینستاگرامم منتشر کردم،این روزها اما این قدر خوش بین نیستم که کتابرانه بتواند شهر را فتح کند،اما من قصد دارم از او تشکر کنم،نه به خاطر تغییر احتمالی که در شهر نئونی بندرعباس بوجود آورده،نه به دلیل اینکه فعالیت فرهنگی مستقل می کند،نه چون ترویج مطالعه می کند،نه اصلن هیچکدام از این ها اهمیتی ندارد.

"فقط به این دلیل که به من کمک کرد حال بهتری داشته باشم،لذت ببرم و دقیق تر شوم"

این که یک شهر می خواهد تعمدی او را نبیند به من مربوط نیست،این که مردم علاقه ندارند مطالعه کنند به من مربوط نیست،آنچه برای من اهمیت دارد "خودم "هستم و زمانی که در اختیار دارم.مثل سابق آرمان کمک کردن به ساختن جهان بهتر را در سر ندارم،جهان من یک مبل کوچک مدل چوبی است که لم می دهم و کتاب مورد علاقه م را می خوانم.



"تنهایی تفکر و کمی سیگار"

یا

هنر خیام مویدی بودن

امروز بنا به ضرورت نگاهی دوباره انداختم به پوسترهای طراحی شده توسط خیام مویدی و این سوال را با خودم در میان گذاشتم.چه چیز آثار این هنرمند را از دیگر آثار متمایز می کند؟

خیام مویدی طراح و گرافیست ساکن بندرعباس در پانزده سال اخیر با ارایه آثاری انتزاعی و متفاوت معنای مرسوم پوستر را در ذهن مخاطب هنری تغییر داده است،آنچه که در آن سال ها از پوستر و بروشور توقع می رفت،اعلانی جهت باخبر شدن از تاریخ و زمان رویدادهای هنری بود،اما مویدی با ممارست،مصاحبه،و برگزاری کارگاه های متفاوت توانست این ذهنیت کلی نگر را تغییر دهد.

باز برمی گردیم به سوال اول چه چیز آثا او را متمایز می کند؟این طراح با درک درستی از هنر آوانگارد جایگاه ویژه ای را برای گرافیست تعریف کرد،همچنین او با آثارش موضوع مهمی را با مخاطب ش به اشتراک گذاشت "این که یک پوستر می تواند به تنهایی هم یک اثر هنری همراه با اندیشه باشد".

آنچه او را از دیگر گرافیست ها جدا می کند،جهانبینی و دقت خاص اوست،در بیشتر آثار مویدی ما با "ایده" روبرو هستیم،ایده به مثابه هنر مفهومی.

آثار او زاییده تنهایی و تفکری است که در زیست مویدی جریان دارد.او با شناخت دقیق از تم آثاری که قرار است پوسترشان را طراحی کند،دست به کار می شود و با طراحی ش نه تنها شناسنامه یک اثر بلکه یاری دهنده جهان بینی اثر است (تاتر،فیلم،نمایشگاه نقاشی) در ذهن و روح مخاطب.


/بهشب عباسی/


این روزها که دوسالانه تجسمی ونیز آغاز به کار کرده است و ما فعلن دستمان به نخیل نمی رسد،رفتن به گالری مرداد و دیدن آثار هنرمندان می تواند کاری کند که ما بیشتر به شعار امسال دوسالانه بیندییشیم "زنده باد هنر زنده باد"

آنچه این روزها در گالری مرداد به نمایش گذاشته شده است تنها یک نمایشگاه نقاشی ساده نیست،فضای آرامی است برای خواندن،اندیشیدن و ایده دیدن،پس چه اسمی برای این رویداد در نظر بگیریم؟صد سال است؛ هنرمند در تلاش است که اثر خود را از چهارچوب های دوهزار ساله ،رها سازد و این پوست اندازی همیشه به راحتی انجام نپذیرفته است.

در گالری مرداد با سه هنرمند جوان طرفیم که جسورانه آثارشان را با مخاطب به شکل متفاتی در میان می گذارند،از جزییات ارایه در این مطلب کوتاه چیزی نمی گویم تا حس تازگی نمایشگاه برای مخاطب های احتمالی که این یادداشت را می خوانند از بین نرود.

خواسته:از دوستان هنرمند تجسمی خواهش دارم که بعد از هر نمایشگاه نقاشی فضای گفتگویی را مهیا کنند که امثال من که علاقمند به این هنر پیشرو هستیم بتوانیم از کناراین نشست ها بهتر با جهان مرموز هنر امروز ارتباط برقرار کنیم.







 بهشب عباسی


29 سال از اولین جشنواره تاتر استانی هرمزگان گذشت،اما به دلایل مختلفی ما هنوز برای برگزاری یک جشنواره،پخته و کاربلد نشده ایم،در همه این سال ها اگر کمی به رویکردهای انتقادی توجه می شد،شاید امروز با تجربه تر عمل می کردیم.


-زمان بد اجرا-

در جدول منتشر شده برخی از اجراها ساعت 9 صبح برگزار می شود.با توجه به اینکه برنامه ریزی انجمن نمایش به صورت مشورتی است،آیا این ساعت از صبح برای اجرای بازیگر و تماشای مخاطب مناسب است؟الگوی این جدول کدام جشنواره معتبر خارجی یا داخلی بوده است؟


-کارگاه های آموزشی که برگزار نمی کنیم-

در حاشیه برگزاری فستیوال های هنری،از اساتید معتبر جهت آموزش و گسترش دید،دعوت می کنند تا هنرمندان جوان و مشتاق بتوانند از دانش این اساتید بهره برداری کنند. اما جشنواره تاتر هرمزگان این مهم را نادیده گرفته است.


-بخش جنبی و انگیزه به گروه های نوپا-

در جدول برگزاری هیچ اسمی از بندرلنگه؛جاسک؛حاجی آباد؛بندر خمیر دیده نمی شود،شاید خود این شهرها متقاضی حضور نبودند یا شاید آثاری توسط هیئت بازبین رد شده است،انجمن نمایش می توانست با رویکرد انگیزشی از دو اثر در بخش جنبی حمایت کند تا جشنواره استانی،هرمزگانی تر باشد "از جاسک تا پارسیان"


نکته آخر و بسیار مهم،با توجه با جمعیت زیاد تماشاگران در روزهای جشنواره،آیا پلاتو آفتاب جای امن و مناسبی جهت برگزاری فشرده تاتر استانی می باشد؟